محمد الريشهري
29
حكمت نامهء پيامبر اعظم ص (فارسى)
10068 . امام على عليه السلام : يك بار در مدينه سخت گرسنه شدم . بيرون آمدم تا در حومه مدينه كارى بيابم . زنى را ديدم كه خاك گِرد مىآورد . گمان ورزيدم كه مىخواهد آن را بخيسانَد . نزد او رفتم و با وى قرار نهادم كه براى هر دَلْوِ بزرگ آب ، يك خرما بستانم . آن گاه ، شانزده دلو بزرگ آب بركشيدم ، چندان كه دستانم تاول زد . پس نزد آب رفته ، از آن برگرفتم و سپس مقابل آن زن رفتم و گفتم : " دست من ، چنين شده است " . . . . پس شانزده خرما برايم برشمرد . آن گاه ، نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمده ، او را از آن حال ، آگاه كردم . او از آن خرما با من خورد . 10069 . امام صادق عليه السلام : امير مؤمنان كه درودهاى خداوند بر او باد بيل مىزد و زمينها را براى كشت آماده مىكرد ؛ و پيامبر صلى اللّه عليه و آله هسته خرما را با دهان خويش مىمكيد و آن را مىكاشت و همان هنگام ، خرمابُن شكوفه بر مىآورد . و هر آينه امير مؤمنان ، هزار بنده را از مال و دسترنج خويش آزاد فرمود . 10070 . المصنّف ، ابن ابى شيبه به نقل از عبد الرحمان بن ابى ليلى : گروهى از ياران پيامبر صلى اللّه عليه و آله نزد ايشان آمدند . پيامبر صلى اللّه عليه و آله در پى زنان خويش فرستاد ؛ امّا نزد هيچ يك از ايشان چيزى [ براى پذيرايى از ميهمانانش ] نيافت . در همين حال بودند كه ديدند على عليه السلام روى مىآورَد ، در حالى كه ژوليدهموى و غبارآلود است و بر دوشش حدود سه كيلو خرماست كه با دست خويش كاشته و برداشته است . پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود : " درود بر اين بار برنده و آن بار ! " . سپس على عليه السلام را نشاند و از سرش خاك بر گرفت و فرمود : " درود بر ابوتراب ! " . پس او را نزديكتر فرا بُرد . آن گاه ، همه خوردند تا بيرون شدند . سپس براى هر يك از همسرانش ، مقدارى فرستاد . 10071 . السنن الكبرى به نقل از ابن عبّاس : پيامبر خدا را تنگنايى مالى پيش آمد . اين خبر